X
تبلیغات
وصیت نامه
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
کاريکاتورهايي که گاز مي گيرند!



کاريکاتورهايي که گاز مي گيرند ، عنوان مصاحبه ای بود که با مجله اپسيلون  درماه مه 2006 انجام دادم، این مصاحبه در وبلاگم  منتشر نشد ، اماحالا فکر می کنم شرایط امروز با آن زمان چندان تغییری نکرده است، و برای مخاطب نسل سوم ما جالب است که بدانند مثلا بحث انرژی هسته ای آن زمان هم محور اصلی سیاست خصمانه آمریکا علیه ایران بود.لازم به ذکر است این مصاحبه در خلال سفرم به یونان انجام شد که برای برنامه ریزی اولین مسابقه بین المللی کاریکاتور به آن کشور دعوت شده بودم.


با توجه به تهديدات آمريکا عليه کشورتان در خلال ده ساعت سفر از تهران به آتن آيا به اين موضوع هم انديشيديد؟ 

افکار زيادي در ذهنم وجود داشت که بيشتر حول محور برنامه ريزي براي اولين مسابقه بين المللي کارتون در کشور شما بود، در عين حال براي من بسيار مشکل است که بفهمم چرا آقاي بوش اينقدر کشور ما را تهديد مي کند، گرچه اين تهديدات از سوي کشور آمريکا از بعد از پيروزي انقلاب همواره انجام مي شده است. ولي به نظر مي رسد اقدامات اخير دولت ايشان حاوي اتفاقاتي است که بوي جنگ از آن مي آيد. 

خيلي بزرگوار هستيد زيرا بوش را آقاي بوش خطاب مي کنيد! 

من در وهله اول انساني هستم که به ديگران از زاويه انساني نگاه مي کنم. البته در اين ارتباط عنوان کاريکاتوريست را هم يدک مي کشم! خب ببينيد ایشان استفاده صلح آميز ما در مورد مسائل هسته اي را آنچنان بزرگنمايي کرده که دنيا را متقاعد کند ما در تدارک سلاح هاي هسته اي هستيم و به دنبال آن از جنگ صحبت مي کند. در پشت اين جنگ ها چه مي گذرد بيش از دويست و پنجاه هزار کشته عراقي، زندان هاي گوانتانامو و ابوغريب نهفته است. 

من ابتدا به عنوان يک ايراني با ادبياتي که نشان از صلح طلبي ما دارد آقاي بوش را مورد خطاب قرار داده ام، در عين حال با کاريکاتور در پي طرح سوالاتي از دولت آمريکا بوده و هستم. شايد جالب باشد بدانيد اولين کاريکاتورها با موضوع «جنگ با ايران» War With Iran از سايت آمريکايي کيگل بر عليه کشور ما آغاز شد و به دنبال آن مصمم شدم کاريکاتورهايي را با عنوان «توصيه به سربازان آمريکايي» را طراحي و منتشر کنم. 

چرا اين عنوان را براي کاريکاتورهاي خود انتخاب کرديد؟ 

اين کاريکاتورها داراي داستان جالبي است، بعد از اينکه داريل کيگل کاريکاتوريست و مسئول سنديکا و سايت بزرگ کيگل طرح هايي بر عليه ايران ارائه کرد، کنجکاو شدم ببينم اين سايت با پشتيباني چه کسي شکل گرفته است. پاسخ آن جالب بود: بيل گيتس مولتي ميلياردر دنيا از طريق کمپاني بزرگش مايکروسافت و شبکه بزرگ خبري NBC حامي مالي اين سنديکا است که تعداد زيادي طرح بر عليه ايران تاکنون از طريق اين سايت ارائه شده است. من نيز در واکنش به اين طرح ها مجموعه اي از کارهايم را روي سايت ايران کارتون قرار دادم و تعدادي از اين طرح ها را براي سايت کيگل ارسال کردم. 

چه کارهايي از شما در سايت کيگل ارائه شد؟ 

کاريکاتورهای من در شش صفحه اينترنتي در سايت کيگل منتشر شد که حاوي توصيه هايي از سر دلسوزي به سربازان آمريکايي بود. در يکي از اين طرح ها پنج قبر نشان داده شده است که بر روي چهار تاي آن نوشته شده « براي جنگ» For War در اين ميان قبري وجود دارد که نوشته شده « براي چه؟» For What که البته روي اين قبر نقش قلب حکاکي شده و شاخه گلي روي آن نيز مي باشد، يعني تنها کسي که به اين جنگ از زوايه انساني نگاه مي کرده بر روي قبر شاخه گلي گذاشته است. به اعتقاد من جنگ بزرگترين تراژدي است که نه از طبيعت و نه از انديشه سر مي زند، بلکه نشانه اي از حماقتي کامل است. بيش از دوهزار سرباز آمريکايي فقط در عراق کشته شدند و هر روز سربازان آمريکايي بيشتري در افغانستان، عراق و ... کشته مي شوند. آنها داراي زن و فرزند، پدر و مادر و خانواده هستند. اينها خانواده هاي خود را ترک مي کنند و هزاران کيلومتر سفر مي کنند تا کشته شوند و يا بکشند، به چه دليلي و براي چه منظوري؟! 

آيا انتشار اين کاريکاتورها در آمريکا عکس العملي هم به دنبال داشت؟ 

عکس العمل شهروندان آمريکايي براي من بسيار جالب و باورنکردني بود. حدودا بيش از 2000 نفر از طريق پست الکترونيک براي من ايميل هايي ارسال کردند. 

چه چيزي براي شما نوشته بودند؟ 

تعدادي زيادي از آنها مخالفت خود را با طرح هاي من و بعضي ها با جنگ ابراز کردند! بعضي ها هم اين کاريکاتورها را نوعي توهين به خودشان تعبير کرده بودند، در موارد زيادي هم نوشته هايي مبني بر خشونت در جنگ و تهديداتي که زندگي انسانها را به مخاطره مي اندازد ديده مي شد ،مسائلي که براي تمامي انسانها دردآور است. 

پيشرفت تکنولوژي و اينترنت براي شما اين فرصت را به وجود آورد که بتوانيد با دشمن کشورتان ارتباط برقرار کنيد، اين مسئله را چگونه مي بينيد؟ 

امروزه تکنولوژي بهترين روش هوشمندانه براي ارتباط است. بخصوص اگر براي مقاصد صلح آميز به کار گرفته شود از اين طريق مي توان ديدگاه هاي خود را بيان نمود، ديگران را به فکر کردن وادار کرد و باعث خنداندن مردم شد؛ حتي زماني که با مشکلات روبرو هستند با خنده اي تلخ مي توان همراه آنان بود. 

آيا کاريکاتور در کشور شما بافتي مشابه با ديگر کشورها دارد؟ 

در ايران روزانه روزنامه هاي زيادي منتشر مي شود اما تعداد کمي از اين روزنامه ها اقدام به چاپ کاريکاتور مي کنند. اما شوخي و طنز در ذات ايرانيان است، در اينجا باز هم تکنولوژي به کار مي آيد و از طريق تکنولوژي SMS جوکهاي فراواني در دسترس عموم قرار مي گيرد و باعث خنداندن و ايجاد تفکر در آنها مي شود.

 آيا فقط مديران روزنامه ها در اعمال سانسور مقصرند و رهبران مذهبي و سياسي، مسئوليتي در اين امر ندارند؟ 

طراحی این سوال به گونه ای است که ظاهرا مشکل است که براي شما در اين باره بگويم. بسياري از باورهاي مذهبي را بايد برايتان توضيح دهم و لازم است از بافت اجتماعي، مذهبي و تاريخي ايران آگاهي داشته باشيد تا راحت تر متوجه مسائل کشورم شويد. مطمئنا خيلي راحت تر مي توان کاريکاتوري در مورد مسائل سياسي خارجي ارائه کرد اما در ارتباط با مسائل داخلي بايستي به باورهاي مذهبي مردم توجه داشته باشيم که چه ميگوييم و چگونه بايد آن را ابراز کنيم. 

ايده هاي مشابهي باعث اميدواري و ترسهاي مشابهي باعث نااميدي آنان مي شوند. چه ترسي شما را عذاب مي دهد؟ 

اين ترس چيزي نيست که فقط شامل من باشد. تمامي تهديدهايي که بر عليه ما  و جهان صورت مي گيرد چيزي است که همه هموطنان من و تمام افراد منطقي جهان را شامل مي شود. من عاشق خانواده ام هستم و دختر کوچکي دارم که او را مي پرستم. من نگران زندگي، سلامتي و آينده او، خانواده ام، مردمم و جهان پيرامونم هستم. 

اگر آمريکايي ها تهديدات خود را عليه کشورتان عملي کنند شما با قلم با آنها خواهيد جنگيد يا اسلحه به دست خواهيد گرفت؟ 

اگر چنين چيزي اتفاق بيفتد من براي محافظت از مملکتم مسلما در خط مقدم خواهم بود ولي به آنان لطف خواهم کرد و جان کسي را نخواهم گرفت. من همچون جنگ با عراق خبرنگار عکاس خواهم شد و با تهيه فيلم و عکس چهره واقعي دشمن متجاوز را نشان خواهم داد. با دوربين فيلمبرداري يا عکاسي و از طريق عدسي آن آنها را نشان خواهم گرفت .

 مصاحبه کننده: ميخاييل کانستندينديس 

با تشکر از مسئول محترم رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در آتن جناب آقاي دربندي و آقاي امير ايزدي که زحمت ترجمه اين مصاحبه را ( آن زمان) به عهده گرفتند. 


|+| نوشته شده توسط سید مسعود شجاعی طباطبایی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 و ساعت 22:8 | 
درباره صدام


خیلی سالها پیش که حسابش از دستم در رفته، کاریکاتوری از صدام کار کردم که در روی جلد نشریه طنز پارسی به چاپ رسید، متاسفانه تنها بریده ای از نشریه را دارم که تاریخ آن مشخص نیست!، به هر حال فکر می کردم روزی صدام تک و تنها در حفره ای در زمین گیر کند، شاید بشود اسم آن را یک پیشگویی گذاشت، البته حضرت امام فرموده بودند که اگر صدام مرد باشد ، خودکشی می کند! اما واقع امر این بود که صدام مرد نبود و حلقه دار سرنوشت محتوم او را رقم زد. تاریخ خیلی چیزها دارد که باید از آن درس گرفت...
پ . ن.
1-باورتان می شود آنقدر از صدام کاریکاتور کشیده بودم که یکبار خواب او را به شکل کاریکاتور دیدم!
2- رابع الربیعی (کسی که با نیروهای آمریکایی همکاری می کرد) می گوید:"در یکی از عملیات ها،  ناگهانی و اتفاقی چندین نفر بازداشت شدند که یکی از آنان جزو نزدیکان "صدام" درآمد.  نام او را در شجره نامه ای که داشتند، پیدا کردیم. البته او ابتدا نام جعلی داد، اما در بازداشت ها نام واقعی خود را اعتراف کرد و گفت: حاضرم با شما همکاری کنم و مخیفگاه "صدام" را به شما نشان بدهم به شرط اینکه پناهنده شدن من به یکی از کشورهای خارجی را تضمین کنید.
 بر سر این موضوع توافق شد. او هم فورا مخفیگاه دیکتاتور سابق عراق را به ما نشان داد. پس از آن، نیروها فورا برای بازداشت "صدام" به محل اعزام شدند. بعد از دستگیری او، "صدام" گفت: "من صدام هستم، رئیس جمهور عراق، بیائید با هم مذاکره کنیم و به توافق برسیم!!!".
3- توصیه می کنم کتاب "شبیه صدام" را حتما بخوانید:"داستان مردي است به نام ميخائيل رمضان (مولف كتاب) كه به دليل شباهت زيادش به صدام حسين، مدت نوزده سال به جاي رئيس جمهور عراق نقش‌آفريني مي‌كند .( صدام سیزده بدل داشت که شبیه ترین آنها به او همین میخاییل رمضان بود)حتی یکبار بچه های ایرانی او را با تیر می زنند و کلی جنجال میشه که صدام کشته شد.که به همین دلیل مدال رافدین را صدام به او می دهد.كتاب با تصاويري از واقعيت‌هاي دروني ساختار قدرت سبوعانه رژيم بعث عراق، به ويژه صدام حسين و نزديكان و دست نشاندگان او همراه است. فراز داستان جایی است که رمضان می فهمد که پسر صدام خانواده اش را کشته تا بتوانند همیشه او را در دسترس داشته باشند و موقعیتش هم مخفی باقی بماند. ."(ناشر:حميد بغدادي،224 صفحه -تیراژ3000 نسخه )
|+| نوشته شده توسط سید مسعود شجاعی طباطبایی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 و ساعت 22:9 | 
خاطرات جنگ به روایت تصویر/ عملیات کربلای یک

عزیز دلم ، ای یار، همدم و مونس تنهاییهای من، ای مهر درخشان خاطرات من! یادم هست تیر مستقیم دشمن در شانه ات نشسته بود، انگار حفره ای که از آن خون می جوشید، روزنه ای از بهشت را بر تو گشوده بود ، یادم است درد می کشیدی اما یا با معبودت راز و نیاز می کردی ، یا ساکت و آرام می شدی، وقتی سکوت می کردی دلم پر از آشوب می شد، دیگر تحمل دیدن پریدن حتی یک پرستوی دیگر را نداشتم،می دانم به بهار سبز در فراسوی زندگی می اندیشیدی، و پرستو با بهار الفت دارد و در بهار نمی توان از پرستوخواست که بماند، اما، سکوتت دلم را پر از هراس کرده بود، دوست داشتم نجوایت را بشنوم، فدایت شوم که نشانه سیادت را بر گردن داری، نمادی که این روز ها ابوسفیان کاخ سفید هم سنگ آن را به سینه می زند. نمی دانم، مگر دنیا با تمام جاذبه های نفسانی که در نهایت به مرگ ختم می شود، چه دارد که همه چیز را به فراموشی سپرده اند، و تحقق آرمانهایشان را درسرزمین عجایب می جویند. سرزمین عجایبی که در غایت القصوای خیالی کامجویی هاو لذت پرستی های فانی خلاصه می شود. هر قطره از خون تو که به زمین می چکید ، انگار سیاهی شب را می شکافت، و من می پنداشتم این گوهر وجود فرزانگان است که نه به زمین ، بلکه به آسمان می چکد و در بالاترین معراج حیات اخروی نشانه تکلیف به عهدی است که با امام و ولایت بسته شده بود.
پ . ن.
1- در گرماگرم عملیات کربلای یک ، بچه هایی که زخمی می شدند ، امدادگران تنها با بستن پانسمانی که جلوی خونریزی را بگیرد  به یاری دوستان و سربازان آقا می شتافتند. و بعد دیگر درد بود و درد تا امکان بردن به عقبه میسر شود.
2- واقعا در حیرتم این چه نیرویی بود که علیرغم بدنهایی نحیف ، این سربازان کوچک ولایت را در هنگام جراحت سخت ، آرام می کرد.
3- شهید آوینی چه زیبا گفت :" در نظر آنان( دنیا طلبان) این عشق و دلباختگی کربلایی خشونت می نماید و آن جذبه های شهوانی سخیف عشق و می گویند که این عشق باید جایگزین آن خشونت شود ! آنکه با عقل کج افتاده خویش می اندیشد از کجا بداند که عشق کربلا چیست و آن آزادی و استقلال که ما در پی آنیم چگونه محقق می شود ؟ باید هم کربلا را آرمان تحقق نیافته بنامد . و مقصودشان از آن دوران غمباری که گذشته است ، دورانی است که عهد ازلی انسان در خون مردترین مردان و عاشقترین عاشقان و عارفترین عارفان تجدید می شد و از آن عهد است که شقایق سرخی می گیرد و یاس سپیدی آسمان رفعت می گیرد و زمین وسعت ..."
4- کاش گوشه ای از این دریای معرفت را می فهمیدیم و در منظومه حق جاری می شدیم  تا راز زیستن در شمس آسمانی حق را در می یافتیم.
5- گل واژه های این مطلب از شهید بزرگ آوینی است. 

|+| نوشته شده توسط سید مسعود شجاعی طباطبایی در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 و ساعت 20:49 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar